تبليغاتX
عشق،آزادی،ایران
شوکران

تو را چگونه یافتم؟

مرا چگونه دیده ای؟

که لحظه های عمر را

تبرزنان دریده ایم!

صدای باد بود و تو

صدای وحشی زمان

چنان که جام شوکران

ز چشم هم چشیده ایم.

عبور می کنم ز تو

رمیده ای کنون زمن

من و تو بار خویش را

به دوش هم کشیده ایم

لطفا نظراتتونو در قسمت پایین بگذارید

|+|نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 20:35 توسط مهسا

وطنم آرام بگیر!!
وطنم پاره تنم دوستت دارم!

وطنم جوانانت را شور و شادیشان را دوست دارم!

وطنم نغمه بلبلان بر شاخسار نازک تنهاییت را دوست دارم!

وطنم دوستی و صداقتت را دوست دارم!

وطنم غریو شادی پیر و جوانت را دوست دارم!

وطنم اتحاد و انسجام و برادریت را دوست دارم! اما....!!

وطنم فریاد خشم جوانان ساده ات مرا آزار می دهد.

جوانانی که از این کوچه به آن کوچه می دوند تا پناهی بیابند!

صحنه های تخریب و آشوبت مرا آزار می دهد!

وطنم آرام بگیر!! بگذار با هم بیندیشیم تا چاره ای بیابیم .

چاره ای بیابیم برای یافتن آرامشی دوباره!!

|+|نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 1:15 توسط مهسا |

بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، در مساجد و تکایا تجمع می کنیم

به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی 

ملت شریف ایران 

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. 

میرحسین موسوی

(به قدری ناراحتم از کشته شدن بعضی از مردم بی گناه که نمیتونم حرف بزنم

|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 1:21 توسط مهسا

سلام دوستان من برگشتم
ا ماهی بود که رفته بودم روم به دلایلی که مربوط به کارم میشه باز اومدمو میبینم وبلاگم شده میدونه جنگ برای یه مشت عقده ای؟!!!!!!!!!!!!!

با عرض معذرت به دوستانه عزیزم باید بگم :کدوم احمقی گفته معبوده من اقای فخراوره؟!!!!! من یه معبود بیشتر ندارم اونم خداست ..........قبلا گفته بودم :ایشون از دوستای قدیمم هستن....همین

چرا بعضی از ادما اونقدر فضول هستن که همش تو مسائل خصوصیه دیگران سرک میکشن هنوز هم ادم نشدید و دست از فضولی نکشیدید!!!!!!!!!!!!!!!!بس کنید این مسخره بازیارو

دوستان جواب کامنتهای خصوصیتون رو هم دادم و کامنتهای بی ربط رو هم پاک کردم

موفق باشین

|+|نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 12:28 توسط مهسا |

صرف فعل رفتن
سر کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن : رفتم ... رفتی ... رفت... ساکت می شوم، می خندم، ولی خنده ام تلخ می شود. استاد داد می زند : خوب بعد؟ ادامه بده . و من می گویم : رفت ...رفت ...رفت. رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شادیم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته است به آن می خندم...

(امیدوارم دوستای گلم هیچ وقت ناراحتو غمگین نباشند)

|+|نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:40 توسط مهسا

معبودم...

معبودم سکوتم را از صدای تنهاییم بدان .. نمیخوانم و نمیگویم چون درونم هیچ بوده و تو آمدی برایم قصه هایی از عشق سراییدی و به من قصه باران آموختی میدانی قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهایی است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاییم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو میبالم تنهاتر از یک برگ با باد شادیها محجورم درآبهای سرور آور تابستان آرام میرانم

|+|نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:15 توسط مهسا |

دو تا موضوعو باید بگم
تو این مدت بیش از ۱۰۰ تا کامنت خصوصی واسم گذاشتید که چی؟!!!چرا خواهر شوهر بازی در اوردی گفتی کیکش سادس؟!!!بابا من یه حرفی زدما....چیزی که واسم جالب بود این بود که تمام اقایون گفته بودن خواهر شوهر بازی در نیار!!!!!!! ای بابا من نمی دونستم این همه زن ذلیل داریم.... بابا کمتر ناز این خانوما رو بکشین مردم مردای قدیم همه زنا حساب می بردنابه هر حال به نظر من کیکشون ساده بود......اینم یه جوک مخصوص زن ذلیلان

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور ؟ ميگه : خانومم گفته از جات تکون نخور!!!

بگذریم.................................

جدیدا یه سری کامنت خصوصی و غیر خصوصی بعضی از افراد بیکار در مورد اقای امیر عباس فخراور واسه من میذارن که چی؟اقای فخراور اینجوری کرده ....این کارو کرده اون کارو نکرده با ۱۰۰ نفر دوست بوده و.......من دقیقا نمیدونم هدف این افراد از این همه چرت و پرت چیه!اما توصیه ام همیشه این بوده هر کسی با اقای فخراور خصومتی داره یا تو وبلاگ خودش کامنت بذاره یا تلفنی مشکلشو با ایشون حل کنه فکر نمی کنم این چیزا به من مربوط باشه ....بله ما یه زمانی وقتی اقای فخراور در ایران بودن با هم دوست بودیم و الانم هستیم و بعضی از شخصیتهای ایشون برای من تو زندگی شده الگو و خیلی از مواردها هم که بعضیا فکر میکنن من نمیدونم باید بگم اشتباه میکنن شاید قبلا نمیدونستم اما بعدا فهمیدم .......در ضمن اون امضای که گفتین من ازش با خبر بودم  و ................اولا این خیلی زشته که هی تو زندگی دیگران سرک بکشیم... یه سری چیزا مربوط به زندگیه خصوصیه ادما میشه نباید پامونو از گیلیممون بیشتر دراز کنیم کارهای گذشته و حال و اینده اقای فخراور به خودشون مربوطه نه منو شما و دیگران... هر کسی خودش میدونه با خدای خودش .......من از این حرفا خستم و اصلنم دوست ندارم رو یه موضوع کلید کنم و یا چیزی بشنوم من تو گذشته زندگی نمیکنم حال و اینده ام برام مهمه که دارم شکر خدا میسازمش

نظراتتون رو عزیزانم در قسمت پایین بذارین

|+|نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 0:21 توسط مهسا

فقط یکی

چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و

بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین

؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی

هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .

|+|نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 20:54 توسط مهسا |

داداشی مبارک باشه

دیروز عقد کنون سعید جون(داداشم)بود خیلی خوشحال بودم خیلی خوش گذشت سعید هم که تو اسمونا بودو پایین نمی اود.....جاتون خالی عجب بزنو برقصی بودسعیدو شکوفه کلی کادو گرفتن اقا این فامیلای عروس خانوم مگه می شستن؟؟چیزی حدود ۱۰ ساعت بدونه وقفه میرقصیدن!خلاصه شبه بیاد موندنی بود جای همگی دوستان خالی اگرچه خیلی از دوستان بودن....

اینم کیک سعید جونه انتخاب و سفارشه عروس خانومه دیگه نوش جونتون

به نظر من که کیکش خیلی ساده بود ولی خوب انتخاب من که نبود

(لطفا نظرتون رو قسمت پایین بذارین)

هوررررررررررررررررررررررررررررررررررا

|+|نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 23:16 توسط مهسا

آخرین نوشته ها
شوکران
وطنم آرام بگیر!!
بیانیه جدید میرحسین موسوی: پنج شنبه با نماد سوگواری، در مساجد و تکایا تجمع می کنیم
سلام دوستان من برگشتم
صرف فعل رفتن
معبودم...
دو تا موضوعو باید بگم
فقط یکی
داداشی مبارک باشه
اری دوستت دارم

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس